![]() |
![]() |
|
| چگونه باورت کنم وقتی همه ی استادها فرمول رسیدن به تو را رد می کنند... |
|
اه من دیگه آپ نمیکنم بلوگفای اشغالللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللل این همه وقت گذاشتممممممممممممممممممممممم |
|
+ نوشته شده در
دوم مهر 1388ساعت 21:24 توسط دنیا |
|
|
حرف دل : همه چیز از اونجایی شروع میشه که تمومه استخونامو می لرزه
یواش یواش میاد تو گلوم میشه یه بغض گنده
می کنه که بسوزن
اونوقته که فکر میکنم دوباره دچار اون حس غریب شدم
داغ بشه که برفهای قطب جنوب هم نتونه اونو سرد کنه و اونقدر سرد بشم که گره ای استوا هم
اثری نداشته باشه
که فکر میکنم هیچوقت به ساحل خیالش هم نرسم
می کنم
لبخند میزنه
لبخند قشنگشو یاد بگیرم
می افتم
باز هم حس میکنم بهم نزدیکه ، فقط یه کمی از دستم ناراحته
اخه وقتی به بزرگی و عظمتش فکر می کنم دوست دارم بیشتر هق بزنم
استخونام بلرزن
دیگه اونوقت مغزم به من فرمان گریه نده بلکه این دلم باشه که بشکنه و اشکامو رونه چشام
کنه
بعدش اون بیادو مثه همیشه قایق آبی و قشنگیو بهم هدیه بده تا سوارش بشم و دریای
عاشقی رو پشت سرم بزارم
منو به عنوانه بنده ی کوچیکو حقیرش پذیرفته ، آخ که دلم برای همه ی اون لحظه ها تنگ
میشه
چقدر عاشقم !
|
|
+ نوشته شده در
نهم مرداد 1388ساعت 19:17 توسط دنیا |
|
|
برای خودکشی سه چیز لازم است ترس، ترس و ترس… جرات، تنها چیزیست که بود و نبودش مهم نیست
دیگه نه آرزویی دارم و نه کینه ای
میدونم داره دروغ میگه پس من هیچکدوم از اونا نشدم
دیگه نمیتونم نه نمیتونم سرزنش های مامانو و مردمو بشنوم
خیلی سخت نیست فقط جرئت میخواد برای مرحله ی اول کافیه چشاتو ببندیو با یه مداد مشکی جای تیغو بکشی
مرحله ی دوم یه کم سخت تره ولی هر چقدر که سخت باشه از زندگی کردن تو این کثافتی که همه خیلی راحت بهت تهمت میزنن نیست دنیاجون.. تو میتونی.. ؟ تمومش کن خواهش میکنم با شمارش من 1....2.....3 ای خدا جون چه درده شیرینیه که میگن کجاست صورتم سنگینه سنگینه.. خیسه خیس.. دستمو میکشم رو صورتم چشامو اروم باز میکنم ...بازم همون تخت بازم هم همون خوابه تکراری و دنیای ترسوی بزدل *********************************************** تقدیم به عسیسم : دیگه مجبور نسیتی هر جا که میری ازم اجازه ی رفتن بگیری
میشه با هر کی که میخوای بجوشی اصلا هر چی دلت میخواد بپوشی
میشه به هر کی میخوای دل ببندی یا با غریبه ها بگی , بخندی
وقتی دیر میکنی یا میری جایی دیگه نیستم بهت بگم کجایی
نرووو تنهام نزار با دردو غم هام اگرچه دلخوری از خیلی حرفام
به قرآنی که از سایش گذشتم به مرگه هر دوتامون خیلی تنهاممممم
نگو میبینمت یه روزه دیگه آخه احساسه من اینو نمیگه
خداحافظ همیشه بهتر از من همیشه یا که هر جا سرتر از من
تو چشمات بهترین بودم تو دنیا نمیدیدی اگرچه کمتر از من
خداحافظ که رفتم بی بهونه از این خونه دلم بدجوری خونه
به جایه سر به روی شونه ی من تو یادم خاطرات تو میمونه
اگه کوه طلا واست بیاره اگه دنیا رو زیره پات بزاره
بازم دستهای خالیم خوب میدونم که هیشکی قده من دوست نداره
گلت خشک شد ولی هرگز نمرده زمان بوی تو رو از خونه برده
دلم خوش بود میای یه شب تو خوابم ولی چند شبه که خوابم نبرده
داری میری ولی پیشت میمونم واست هیچی نبودم خوب میدونم
ولی من در عوض هر جا که باشم واست تا اخره عمرم میخونم
************* فقط با رفتنه راه میشه به جایی رسید.. اینجا واسه رسیدن راهی جز مردن نیس..بابای
|
|
+ نوشته شده در
هفدهم خرداد 1388ساعت 11:20 توسط دنیا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام...من دنیا 18 ساله از بابل. اين و بلاگ را ساختم براي همه آنهايي كه لبخند را تجربه نکردند.تقدیم به چشمهایی که در راه ماندند و دل هایی که آنها را راندند.تقدیم به اشک هایی که غرورشان شکست و تقدیم به عهدهایی که کسی آنها را نبست
|
| پیوندهای روزانه |
|
تنهاترين تنها خط خطي هاي ناناز آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 مرداد 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 |
|
RSS
|